|
eshghe gomshodeh21
|
تو نمی دانی٬زندگی یعنی تو....
دوست داشتن یعنی تو....
عشق یعنی تو.....
فعلا که تویی وجود ندارد٬ پس از من نخواهید که زندگی را
~~~دوست داشته باشم~~~
عوضش من شکستم....بی وفا
اون سیبه که با هم گاز زدیم یادت رفت؟؟
با هم نشستیم و درد دل کردیم یادت رفت؟؟
شیشه ی غرورم رو دستم گرفتم و دارم میام پیدات کنم...
می خوای بشکنیش؟
عیبی نداره....اما من باز هم همون جمله ی همیشگی رو بهت میگم
تا همیشه در قلب منی!! ![]()
عوضش من شکستم....بی وفا
اون سیبه که با هم گاز زدیم یادت رفت؟؟
با هم نشستیم و درد دل کردیم یادت رفت؟؟
شیشه ی غرورم رو دستم گرفتم و دارم میام پیدات کنم...
می خوای بشکنیش؟
عیبی نداره....اما من باز هم همون جمله ی همیشگی رو بهت میگم
تا همیشه در قلب منی!! ![]()
هر لحظه از من دورتر شدی
اشک هایم را پشت سرت می ریختم
ناگهان صدای شکستن آمد
اما هرگز نفهمیدم
صدا از سینه ی من به گوش رسید
یا دل تو؟؟؟؟
می گویند زندگی زیباست٬ زندگی را باید دوست داشت.
تو نمی دانی٬زندگی یعنی تو....
دوست داشتن یعنی تو....
عشق یعنی تو.....
فعلا که تویی وجود ندارد٬ پس از من نخواهید که زندگی را
~~~دوست داشته باشم~~~
که حالا این قلب ویرون شده واسه دل تنهایه من شده دریای بی آب و آسمون بی ستاره ![]()
دریای بی آب رو دیدی ؟آره ؟نه ؟ندیدی چون چشات معنی دریاین ![]()
آسمون بی ستاره رو دیدی؟نه ندیدی چون ستاره نداشته ![]()
تا حالا توی کویر بودی که مستقیم خورشید رو حس کنی ؟نه نبودی؟واسه این که واسه این که هیچ وقت صدای ترک خوردن احساست رو نشنیدی![]()
واسه من تو جا گذاشتن قشنگ نبود واسه من تو رو داشتن قشنگ نبود ![]()
قشنگترین بود![]()
![]()
![]()
تو بودی صدای بغضم تو بودی آهنگ نفسم تو بودی رنگ زیبایی تو بودی بوی زندگی![]()
![]()
اما حالا این قلب ویرون شده روی شنهای کناره دریا با انگشتاش فقط اسم تو رو لمس می کنه وآهنگ تنهایی رو با چشاش می خونه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو دلش حالا داره خرابه های قلبش رو جمع می کنه و همش میگه .........![]()
دیگه واسش نمونده آهی چون حالا دیگه دلی نیست واسش ![]()
![]()
![]()
واسه اون جدا کردن انگشتاش از شنهای لب دریا اسون نیست واسه اون دیدن ستاره تو آسمون کاره آسونی نیست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آخه چقدر دیگه سخته بگم بگم بگم بگم که .............................![]()
فقط واسه تووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو![]()
![]()
دوستت دارم

اشک عاشق دیدنی نیست![]()
همه حرفا گفتنی نیست![]()
رفتی اما عشقت هرگز دیگه از یادت رفتنی نیست![]()
اشک عاشق دیدنی نیست![]()
همه حرفا گفتنی نیست![]()
رفتی اما عشقت هرگز دیگه از یادت رفتنی نیست![]()


















به تو فکر مي کنم عاشقان در اين دنيا کاري نمي کنند مگر اينکه ميان صخره ها بنشيند و به پژواک صداي عاشقانه خود گوش دهند صدايي که مي گويد : آيا تو هم به من فکر مي کني ، همان قدر که من به تو فکر مي کنم .




به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چيستی؟" گفت: "نگاهی بيش نيستم
به نام آن که به من آموخت عشق را تا دوست بدارم
|
بازم عشق البته به دو زبان
| |
|
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم |
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل شاد ی يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
عشق
با وجود این همه بی وفایی
هنوز هم برایم عزیزی
با اینکه این دل بی طاقت و عاشق را شکستی اما هنوز هم
برای من عزیزی
تو بگو فراموشت کنم ، من نیز به دلم میگویم تو را فراموش کند
اما دل من هیچگاه فراموشت نخواهد کرد عزیزم....
با اینکه این چشمهای بی گناهم را خیس کردی اما هنوز هم
در قلب من هستی ای نازنینم...
تو هرچه امید و آرزو در دلم داشتم را سوزاندی اما هنوز هم
امیدوارم
چون تو را دارم ای زندگی من.....
هنوز هم برای من بهترینی و هنوز به داشتن چنین عشقی مانند
تو افتخار میکنم....
تو قلب مرا به من بازگرداندی ، اما قلب تو همچنان برای من
است ...
تو به من گفتی فراموشت کنم ، گفتی که دیگر از من خسته و
سرد شده ای
اما هنوز باور ندارم و همه حرفهایت را به حساب خستگی
زندگی میگذارم....
تو هنوز با اینکه مرا اینهمه با حرفهایت شکنجه میدهی برایم
عزیزی.....
دوستت دارم بیشتر از همیشه و همه کس!
تو بگو لعنت به من و عشق من ، اما من میگویم فدای آن قلب
مهربانت
و آفرین به این صداقت و پاکی ات....
برای من عزیزی ای آنکه با همه بی وفایی ها و بی محبتی
هایت
هنوز هم در قلب من جای داری ....
آری با وجود تمام بی وفاهیهایت بیشتر از همیشه :::::
دوستت دارم عزیزم
این اولین وبلاگی هستش که درست می کنم که فقط مال تو ای دوست داشتنی ترین ![]()
وقتی که حرفت رو دیشب زدی خیلی خوشحال شدم ![]()
اما غم قلبم توی دلم تکون خورد اونقدی که تو چشمام موج های بی تلا طم درست کردی که بی صدا غروب کردن تو رو واسم آشنا می کرد ![]()
دستهای سردم روی دکمه ها می لرزید. قلبم مثل یک گوله آتیش ساکت بود و احساسم مثل دونه های برف روی شعله های قلبم فرود می اومد .![]()
اما تو ای احساس من که به هیچ کس جز تو اجازه ی صاحب شدنش را ندادم حالا این احساس من که مثل یک پرنده ی زیبا همیشه توی قفس بی نیازم آوازش به هم نفس می داد حالا حالا حالا حالا
آره تو نمی دونستی که این پرنده ی زیبا با نفس کشیدن تو فقط می تونست بخونه نمی دونستی که اون فقط با اشاره ی تو می تونست اون قفس رو تحمل کنه ![]()
واسه اون سرما قشنگترین و گرما بهترین حالات بود . ![]()
![]()
توی زمستون آرزو می کرد که همیشه برف بودی چون این پرنده همیشه پشت پنجره بود و همیشه نگاهش به اسمون بود
ضربان قلبش با آهنگ بارش برف همراه بود اشک چشماش با غم افتادن تک تک دونه های عروس آسمون خروشان می شد و می گفت کاش من زمین بودم و نمی ذاشتم اب بشن وقتی که آب شدنشون رو می دید می گفت کاش رود بودم . کاش دریا بودم .کاش برکه بودم . که آخرش تو دستهای خودم بودی ![]()
تابستون رو دوست داشت چون گرماش نگاهش رو تنگ تر می کرد که فقط تو رو ببینه ![]()
خورشید رو می دید که به تو عادت کنه و با گرماش دستاش گرمتر می شدند تا بتونه احساسشو قشنگتر لمس کنه . ![]()
توی گلخونه یه بوته گل رز داشت به اسم تو این بوته هر وقت غنچه می کرد دلش تاپ تاپ می کرد و هر روز می دیدش یک بوسه از گلبرگش می گرفت
وقتی گل می شد هیچ کس حق چیدنش رو نداشت جز خودش تا وقتی که پر پر می شد کنارش می نشست و ساز غم و جدایی رو واسه قلبش می زد
دیگه تالاپ تولوپ نمی کرد ساکت و آروم و گوش به فرمان ساز بود چون هیچوقت نذاشت گلش روی زمین بیافته چون وقتی که گلش می خواست پر پر بشه خودش می فهمید و می اومد زیر سایه ی گل می نشست و دستاشو باز می کرد تا توی دستاش بریزند ![]()
![]()
![]()
وای نمی دونی چقده سخت بود واسه چشماش دیدن پر پر شدن گلهای قرمز اما امید بود توی نگاهش همیشه ![]()
![]()
![]()
همه قشنگیها رو می پرستید و با همه ی زشتی ها زندگی می کرد بعضی موقها توی این سرما و گرما توی این زشتیهای قشنگ خودش رو گم می کرد و تو رو با تمام وجود صدا می زد .